تبليغاتX
چه راحت دل شكستم!!!! - اعتماد....

 

چه راحت دل شكستم!!!!

ميگن اگه يه اشتباه رو براي بار دوم انجام بدي..ديگه اسمش اشتباه نيست، حماقته !!!

 


سد منجيل...خودم اين عكس رو گرفتن نمودم...




خدايا تو كارت موندم ! آخه تو كه اين همه هنر درت موج ميزنه ، قادر هستي و توانا ، پس چطوره كه جلو بعضي از حوادث رو نميگيري؟
خدايا چرا ما دخترا رو انقده ... تعارف كه نداريم ..دوراز جون خر آفريدي؟
لا اله الا الله ! آدم چه چيزا كه نميششنوه!

آخه نونتون كمه آبتون كمه...عاشق شدنتون چه صيغه محرمييتيه!

آخه شما ها كه قدرت تحمل عوارضشو ندارين
چرا ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
*****
سلام

شده گاهي وقتا سره يه چيزي يه حرفايي اونقده فكرتون مشغول شه ، كه وقتي چيزي ميخورين اصلا متوجه نميشين (همون نمي فهمين خودموني) كه چي دارين ميخورين؟؟

من ديروز غروب اينجوري بودم.ديروز كه ميرفتم خونه...نرسيده به فاطمي (هرروز بعد از كار با دوستام اين مسير واز مطهري تا ميدون وليعصر پياده ميريم. ديروز اما ترجيح ميدادم تنها باشم) ، از جلو سوپري كه رد ميشدم گفتم يه pack آب آلبالو بديد...نمي گم تكدانه بود كه تبليغاتي نشه!
بعد همينجور كه قدم ميزدم و به ان حرفا فكر ميكردم...جاتون خالي مينوشيدمش، هي مي گفتم اين چرا طعمش فرق داره...مزه پرتقال ميده... و تو دلم گفتم اه ه ه كاش پرتقال بود ،نيس دارم سرما ميخورم...ويتامين ث داشت...خلاصه ما اينو نوشيديم و در عجب كه چه طعم باحاليه...
و آخرش داشتم مينداختم تو سطل زباله كه ديدم رو پاكت 2تا پرتقال خوشكل كشيدن...

اي امان زهرا !!! از دست رفتي ديگه! اون يه ذره اميدي هم كه ميشد بهت داشت تموم شد!!

خلاصه اينكه كل مسيرو آب پرتقال عصبي خورديم با توهم آلبالو!!!

آخه ديروز موقع رفتن يه حرفايي كه نميشه بگم بين و من و دوستي كه
بهش اعتماد داشتم رد و بدل شد كه يه جورايي دلم ازش شكست...

با اينكه سعي مي كنم تا جايي كه بشه دلخور نشم از كسي و اگه شدم به فردا نكشه
( كه اكثرا همينطوره مثلا هفته پيش يكي از دوستاي صميميم در حقم نامردي كرد...
منم با تل و اس ام اس كلي بهش توپيدم... چند روز بعدش كه رفتم دانشگاه ديدمش اصلا يااااااادم نبود كه اين چكار كرده...باهاش سلام و احوال گرم و بگو بخند كردم بيا وببين...بيچاره مونده بود!!!!
جالبه كه حالا من بعده اينكه ازش جدا جدم با خودم فكر كردم كه چرا اين امروز انقده ساكت بوده و ناراحت!!! ) 

اما و فتي يادم ميافته... البته اونم حق داره..همه كه ديدگاه و نظر يكساني نسبت به يه واقعه ندارن..
من اين قبول دارم، اما اينكه يكي بدون فكر و بررسي روي عقيده طرف كه شايد درست باشه بخودش حق بده كه اون رو با بي احترامي رد كنه و تازه جبهه بگيره...رو نميتونم تحمل كنم...

به عقيده من هر چيزي ارزش بحث و تفكر و داره حتي اگه يه بچه حرفيو بزنه نبايد بي توجه بهش
بود. چه برسه به اينكه...!

واقعا جا خوردم!

فقط يه چيزي ميگم ،سعي كنين هميشه يادتون باشه.خودم خيلي بهش اعتقاد دارم. :
REMEMBER:
 DON'T JUDGE THE BOOK BY ITS COVER!!! 

معناي لغوي : از روي جلد كتاب راجع بهش قضاوت نكن...

و گوهر نهفته درون اين جمله:

هيچوفت از روي ظاهر چيزي در مورد ش قضاوت نكن
هميشه يه چيزي هست كه ما نميبينيم!
 
چشمهايي كه ميبيني مهم نيستند...

مهم نگاهي است كه درون اون چشمها موج ميزنه....






متاسفم...

dont try to fix me.....
i'm not brocken....

my soul is dead...


+ نوشته شده در  سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 11:40 AM  توسط زهرا یه غریبه بي منطق !!!  |